(دوقلوها) امير عباس و ارغوان(دوقلوها) امير عباس و ارغوان، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره
افراافرا، تا این لحظه: 9 سال و 6 ماه و 11 روز سن داره

(دوقلوها) - امیر عباس و ارغوان باقری + افرا کوچولو

26 ماهگی فرشته های ما به روایت تصویر

  عزیزای دلم ...دختر خوشگلم ...پسر گلم ...     26 ماهگیتون یا به قولی دوسال و دوماهگیتون   مبارک       این ماه پر بود از مهمونی و تولد بازی و سفر     در کل به غیر از یه اتفاق ناخوشایند که برای پسری اوفتاد ماه خوبی بود     به شما خیلی خوش گذشت ...     اول این عکس رو میزارم که یاد آور ماه ها پیش وقتی شما تازه به دنیا اومده بودید     و حالا بزرگ شدید و خودتون لباس نوزادیتون رو بر تن عروسکاتون میکنید             پوشیدن ل...
15 ارديبهشت 1394

25 ماهگی و بهار ...

    بیست و پنجمین ماهگرد دوقلوهای نازنینم مبارک      بیست و پنج ماهگی گلهای خوشگلم مصادف شد با بهار زیبا   با بوی باران ،بوی نرگس، بوی خاک     خوانندگان و بینندگان عزیز وبلاگ دوقلوهای ما   سال نو همگی مبارک     یک هفته بعد از تولد شما دوقلوهای نازنینم تولد مامانه   شب تولد رفتیم خونه مامانی ( بابا امیر) و اونجا برام   کیک گرفته بودن و شما هم که عاشق فوت کردن شمع   فردا هم بابا امیر برام تولد گرفت و کلی خوش گذشت   مهمونای تولدم هم مامانی و بابایی و دایی ...
24 فروردين 1394
2440 22 30 ادامه مطلب

تولد تولد تولدتون مبارک ... جشن تولد 2 سالگی دوقلوهای عزیزم

    امروز روز تولد شماست و من هر روز بیش از پیش به این راز پی میبرم   که شما خلق شده اید برای من تا زیباترین لحظه ها را برایم بسازید . . .     تولدتون مبارک عسل های مامان       عزیزانم ، ای فرشته های کوچک زندگی من بدانید و بدانید ...   از روزی که وجود شما رو در درونم حس کردم   قشنگ ترین صدای زندگی برایم تپش قلبهای شماست با شکوه ترین روز دنیا تولد شماست پس برای من بمانید  و بدانید که عاشقانه دوستتان دارم   امیرعباس و ارغوان عزیزم خدا رو به خاطر خلقت   وج...
14 اسفند 1393
36512 38 97 ادامه مطلب

آخرین پست قبل ازتولد دوسالگیه عسلای مامان ...

یکسال دیگه هم گذشت و شما کوچولوهای من بزرگتر شدید   باورم نمیشه انگار همین دیروز بود...   یه روز سرد و برفی زمستونی   روزی که مامان شدم ... لحظه ای که امیر عباس و ارغوانم رو   برای بار اول بغل کردم ... چه حسی داشتم ...   با اون همه درد و رنج بعد از عمل ...   عمق شادی و خوشبختی رو اونجا درک کردم ...   خدایا شکررررررررررررررررررت     چند روز دیگه تولد دوسالگیه گلهای زیبای مامانه           اینم عکسای 24 ماهگیتون قبل از تولد   &...
29 بهمن 1393
1813 21 31 ادامه مطلب

بیست و سومین ماه تفلدمون مبارک ...14-11-93

  دختر یار دل من پسر زندگی من   دختر نفس مادر پسر دیده پدر   دختر زندگی من پسر امید ماندن          دوقلوهای گل ما بیست و سومین ماه زندگی گلتون مبارک باشه       کاش میشد لحظه لحظه با شما بودن را ثبت میکرد ...   لحظه های ناب مادر بودن لحظه های شیرین پدر بودن ...   اینقدر شیرین و دوست داشتنی شدید که در کنار شما بودن فقط لذت است و خوشی ...   خدایا ممنونم که ما را لایق این نعمت دانستی ... . . . ماهی که گذشت به روایت تصویر       ...
15 بهمن 1393
1753 17 33 ادامه مطلب

قند و عسل مامان 22 ماهگیتون مبارک ...

  سلام به دوقلوهای ناز مامان و بابا     22 ماهگیتون مبارک باشه قند و عسلا    گلهای زیبای زندگی ببخشید   این پستتون را با تاخیر میزارم اینقدر شیطون شدید و آتیش میسوزونید   که 24 ساعته در خدمت شما   هستم و واقعا فرصت کار دیگری رو ندارم و با این  حال   فقط میتونم بگم خدا رو شکر که هستید    خدا رو شکر بابت این هدیه های زیباو دوست داشتنی   خدارو شکر بابت دیدن این لبخند های زیبا   خدا رو شکر بابت شنیدن این صداهای زیبا   خدا ...
15 دی 1393
2336 22 31 ادامه مطلب

گلهای زیبای زندگی بیست و یکمین ماهگیتون مبارک...

گلهای زیبای زندگی بیست و یکمین ماه شکفته شدنتون مبارک   بیست ویک ماه گذشت ...   خدایا از تو بابت اینکه ما رو  لایق مادر شدن و پدر شدن دونستی متشکریم   از اینکه اجازه دادی تا شیرین ترین و لذتبخش ترین طعم زندگی رو بچشیم متشکریم   گل های زیبای زندگی ما نمیدونید که این روزها چقدر شیرین و لذت بخشند ... تو صحبت هاتون هر روز کلی لغات جدید بکار میبرید ... کلی شیطون شدید و دائم در حال آتیش سوزوندنید... کلی مامانتون رو خسته میکنید ... ارغوان به امیر عباس میگه داداشی و امیر عباس هم به ارغوان میگه داداشی ... شبها موقع خوابی...
14 آذر 1393
1891 19 36 ادامه مطلب

بیستمین ماه زندگی دوقلوهای نازنینم به روایت تصویر 14-8-93

سلام عزیزا ی دل مامان و بابا   بیست ماه گذشت ...   بیست ماه  بودن با شما ... روز به روز شاد بودن با شما ...ساعت ساعت خندیدن با شما ... لحظه لحظه نفس کشیدن با شما ...   هر روز بزرگتر می شوید و عاقل تر ... هر روز کارهای جدید انجام میدید ... هر روز لغات جدید بکار میبرید ... خلاصه اینکه با سرعت به جلو پیش میروید ... گاهی ترس از عقب افتادن و جا ماندن از شما رو دارم ... بیستمین ماه زندگی شیرینتون مصادف شد با ایام ماه محرم و ثبت تصاویر این ماه شما اکثرا در مراسم عزاداری امام حسین انجام شد . قبل از محرم مامان دو دست لباس مشکی براتون دوخت آخه تو بازار اصلاً لباس ست دخترونه و...
17 آبان 1393
2377 23 32 ادامه مطلب